نظر علي الطالقاني
90
كاشف الأسرار ( فارسى )
تنبيه باعث و علّت حرمت آنچه خدا حرام كرده يكى از سه چيز است بر سبيل مانعة الخلوّ . يكى ضرر دنيوى مثل خوردن خاك و سمومات ، يكى ضرر اخروى و بعد از خدا مثل شراب و قمار ، يكى دنائت و پستى شيء كه خداوند كريم از براى انسان نپسنديده و طباع را از او نفرت داده مثل آب بينى و چرك و كرم و مثل نشان دادن عورت به غير . و لفظ خبائث و نحو آن كه گذشت همه را شامل است و تمسّك بعضى به اين لفظ از براى حرمت بعضى از اشياء بىوجه است و وجه آن را در كتاب كلمات القرآن گفتهايم . و اين فصل هر چند طولانى و خارج از وضع رساله شد و لكن بىجا نبود زيرا كه لازم و مهمّ است و علماء ( قدّس سرهم ) نيز به جهت وضوح برهان چندان بسط ندادهاند و پا نيفشردهاند . چون سخن به اينجا رسيد بيان كنيم معنى آيهء وافى هدايهء لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ 96 كه در سورهء انبياء است و معاندين به او تمسّك جستهاند . و ظاهر معنى او آن است كه خدا سؤال كرده نمىشود از آنچه مىكند و ايشان سؤال كرده مىشوند . گوئيم به يارى قائم عجّل اللّه فرجه ، كه سؤال بر چند وجه مىشود : يكى سؤال نادان به جهت فهميدن و دانستن خود شيء . و ظاهر است كه خدا و سفراء او و هر دانا ، به اين معنى مسئول است . يكى سؤال از سبب و باعث و علّت شيء كه لا بدّ بر آن شيء مقدّم است مثل سؤال نوح ( ع ) رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ 97 و مثل سؤال كليم اللّه ( ع ) كه خدايا به جهت چه تفضيل دادهاى امّت پيغمبر آخر الزمان را و سبب تفضيل چيست ؟ و مثل آن كه گوئى چرا اين درخت خشك شده ؟ چرا رنگت زرد شده ؟ چرا فلان مطلب را نمىگوئى ؟ و هكذا . يكى سؤال از فائده و غايت شيء كه لا بدّ در وجود آن شيء مؤخّر است مثل آن كه گوئى چرا اين كار را مىكنى ؟ گويد به جهت فلان فائده . يا چرا اين طفل را مىزنى ؟ گويد تا ادب شود . و هكذا . و اين سه قسم همه به جهت فهميدن و دانستن است و البتّه خدا و هر دانا ، به اين معنى سؤال كرده مىشوند . بلى فرق اين است كه سؤال از خود شيء به لفظ چرا نمىشود زيرا كه لفظ چرا و به جهت چه و مثل اين الفاظ ، سؤال از علّت است كه مراد گوينده فهم سبب است يا فائده و سوّم ندارد و اشتباه ميان اين دو معنى بسيار